تبليغاتX
کلاغه میگه. . .

کلاغه میگه. . .

قصه به سر نمیرسه غصه ی ما فراونه. . .

همین اول اجازه بده آقا

که من عرضی کنم خدمت نیما

که نیما جان من و تو هردو اهلیم

من و تو هردمون یکجا وصلیم

اگر بنده شدم روزی سخنران

تشکر می کنم از نیما دهقان

 

یه روزی دکتری شد عشق بنده

ولی دکتر برفت و هی می خنده

یکی دیگه اومد به جای دکتر

مهندس میر حسین با صندوق پر

جناب میر حسین با عرض پوزش

پس اون سید کجاس؟اونجا؟کوشش؟

 

شنیدم اومدی واسه ی اصلاح

شنیدم مثل دکتر شدی گمراه

چه میر باشی چه سیدُکوه یا کاه

مهم اینه که باشی خوب گمراه

مهنس یا که دکتر فرق نداره

فقط مرهم روی داردام بزاره

درده من درده همه مردم خوبه

یکی می خواد دهانم مهر کوبه

یکی میگه چرا حرفات زنندس

یکی میگه که دنیا ماله بنده اس

یکی دیگه شروع کرده به پرسش

یکی می خواد که راه بندازه جنبش

خلاصه هرکسی تو هر جناحی

میگه کاندید شدم بنده شفاهی

ولی تو کارت از هرکس جداستا

رقیب تو فقط اون کدخداستا

 

خلاصه اوضاع اینجوریس مهندس

خلاصه اوضاع بد جوریس مهندس

امیدم دکتر بود خوب نیومد

مهندس موسی اومد خوش اومد

 

مهندس اوده واسه تغییر

اینو آقای دکتر گفت به اون پیر

آخه پیره دلش در گیر اون بود

همون که گاهی وقتا مهربون بود

همون که دل واسه اون قنج می رفت

همون که گفته بود پول سفره و نفت

همون دیگه گرفتی کیو می گم؟

همون آقای دکتر .مشتی بی غم

نه .آخ. غیبت نباشه حرفای من

بذار اونا بگن هرچی که میگن

بذار ما حرفای خود را بگوییم

آخه ماها یه جور اصلاح جوییم

 

مهندس جون سوالی دارم از تو

هم اصلاح هم اصول باهم؟هردو؟

همه امید ما تویی فقط تو

بیا زود باش بیا زود باش بددو

 

مهندس از کجا بگم؟چی بگم؟

حرفامو من چطوری و به کی بگم؟

یه عده دنباله خراب کارین

یه عده هم تو نخ بیزارین

یه عده هم به بوی نفت قانعن

یه عده عاشقت شدن ظاهرن

 

خوب و بده حضورتو می دونم

اگه بیای درسامو خوب می خونم

اگه بیای حرفامو من می زنم

نون می برم تو سفره واسه زنم

روزنامه ها زیاد میشه خوب میشه

پروکسی و فیلتر میخکوب میشه

غصه ی قد مانتو از بین میره

تحریم و بسته. کادو از بین میره

ضربه فنی تو هنر کم میشه

گشتای ارشادم میگن جم میشه

مرد با این همه سیبیل و ریشش

مساوی میشه با زنش.کنیزش

چه خوب میشه بیای تو شهر بنده

سیب زمینی اون موقع کیلو چنده؟

سیب زمینی این روزا خیلی حرفه

رای میاره؟میگی واسش میصرفه؟

 

لباسای سبزم توی کمد بود

آخه یه جور آبی نفتی مد بود

لباسای آبی همش کنر رفت

آخه دیگه بو میدادش.بوی نفت

سفرمونم چون بوی نفت میدادش

میدیم به یکی که اونو می خوادش

آخه مهندس بوی نفت سنگینه

راه رجایی مگه این چنینه؟

 

هر جوری از هر دری که در میام

نمیشه که تموم بشه سر بیام

دلم می خواد همش بگم مهندس

کاری نکن که من برم مهندس

اگر می بینی که اینجا موندم

واسه اینه که یه چیزی خوندم

خوندم یه جا شما نوشته بودی

هم اقتصاد هم ازادی به زودی

خداکنه که حرفاتون راست باشه

بالا پائین.هرجا میری ماست باشه

سفیدی سرتاسر هرجا بشه

سبز و سفید رنگای دنیا باشه

 

بسه دیگه خسته شدم کافیه

تموم شده ته کشیده قافیه

خلاصه که دلم می خواد تو باشی

تو باشی و رئیس جمهور ماشی

کلاغ

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 22:46 توسط کلاغ |


من و تو باز لب پنجره نشستیم

گفتیم و باورمون شد که اسیر سر گذشتیم

دوباره باز

          نم نم بارون

دوباره باز

        برق چشامون

دوباره باز

       سرخی گل

دوباره باز صدای بلبل

دوباره باز لمس گونه ها

دوباره باز عطر بوسه ها

من و تو باز لب پنجره نشستیم

گفتیم و باورمون شد که اسیر سر گذشتیم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 22:50 توسط کلاغ |


گفتم سلام ای احمد

گقتا یادم نیامد

گفتم کلاغم بنده

گفتا چقد زننده

گفتم  طلاق گرفتن

گفتا بابات از اون زن؟

گفتم که تنها موندم

گفتا تهش رو خوندم

گفتم خمارم بنده

گفتا می دونی چنده؟

گفتم که تریاک می خوام

گفتا دوشنبه بیام

گفتم که شیشه چی چی؟

گفتا گراس می پیچی؟

گفتم که طرز مصرف

گفتا نداره این حرف

سیگارو خالی بکن

این و سوخاری بکن

فقط برای یک بار

این و بریز تو سیگار

آتیش بزن صفا کن

داش احمدو دعاکن

مشتری میشی داداش

کام بگیر از اون یواش

یکی دو کام بگیری

به سومی اسیری

اسیر بال پرواز

خیال ساز و آواز

میری فضا تو سه سوت

یهو میری تو سکوت

یهو می خندی هر هر

حرف می زنی زر و زر

اگه گراس بپیچی

خلاصه نشه می شی

 

                                                                 کلاغ

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 0:13 توسط کلاغ |


گفته بودم که دگر بار نبینی مستم

لیک از عشق هنوزم مستم پس هستم

عشق من مستی و پیمانه شده است

عشق من رفتن به میخانه شده است

عشق من یک اسم رندانه شده است

اسم من معنی به دیوانه شده است

است و دست و دست و است هردودست

می به جام و می به ساقی مست مست

من سکوتم رنگ لا لایی شده است

مستیم مستی به شیدایی شده است

گفته هایت در سرم واهی شده است

"عاشقی هم رنگ دارایی شده است

پول و ثروت عاشقی و مستی است

عشق و عرفان در کجای هستی است؟

عشق را با هرچه دارد می خرم

من به بازار حراجی می برم

عشق را من می فروشم در حراج"

من از این الفاظ بودم هاج و واج

 تو چه می گفتی؟ تو عاشق بودی

تو به رنگ گل.شقایق بودی

توبه کردم که دگر بار نبینی مستم

لیک از عشق هنوزم مستم پس هستم

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 21:48 توسط کلاغ |


دوباره من بازم شوخیم گرفته

اوضاع به خود حال وخیم گرفته

وقتشه باز کلاغ و بازی بدیم

وقت و ماها به جمله سازی بدیم

سوژه ما تلخ و دوباره دشوار

گشادی و تنگی فاق شلوار

تی شرتای جذب یقه های هفت

سفره های خالی و بوی این نفت

مانتو های سبز و دل ربایی

آهای خانم بچه محله مایی

صورت های رنگی و خط و خوطی

زیر زمین سرد عجب سکوتی

شرتای مارک دار بر خیابون

بچه های کار گر بیابون

نمی دونم واسه چی دارم میگم

حرفامو من واسه کی دارم میگم

گزاف  و  یاوه  و  چرند  و  پرند

اینا همه صحبتای من اند

رژای سرخ و خط چشم نازک

مارکای ترک و سفرای بانکوک

کودکای قرتی شرتک به پا

به جای بابا می گفتن پاپا

اینا همش یه جورایی بازیه

آخه کی از این روزگار راضیه

کلاغه از صبح تا به شب می چرخه

چشماشو روی همه چیز می بنده

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 9:54 توسط کلاغ |


می خوام واسه کنکورتون

یه شعر تازه من بگم

می خوام به جرم آرزو

یه چیز که رازه من بگم

کنکور می یاد و زود میره

قصه میشه برای ما

حق که به حق دار برسه

کس نمیره به جای ما

ریاضی و شیمی بخون

فیزیک و جبر و هندسه

دوره بکن کتابارو

برو سراغ مدرسه

از همه چیزی یاد بگیر

از این و اون چیزی بپرس

تست بزن فرق نداره

غلط باشه یا که درس

هفته ها زود میان میرن

هفته ی آخر می رسه

اون که واست توهمه

یه روز به باور میرسه

با توام آی با تو که تو

درسای خوندنی داری

وقت داره تموم می شه

بپا یه وقت کم نیاری

تاریخ و منطق و زبان

دینی روان و فلسفه

اینا باید دوره بشه

همش بخون نگو بسه

غورباقه و پنیر چیه؟

اینا همش یه بازیه

آدم باید خودش بخواد

اینا واسه پول سازیه

وقتت و بیش ازاین نگیر

اینا چیه تو می خونی؟

وقت یه وقت تموم میشه

همه میرن تو می مونی

فقط می گم تو یک کلام

خلاصه و سریع و کم

اگه یه وقت درست نشد

بغل نگیر زانوی غم

کنکور می یاد و زود میره

قصه میشه برای ما

حق که به حق دار برسه

کس نمی ره به جای ما

 

کلاغ. . .

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:49 توسط کلاغ |


باز دوباره هوس طنزم هست

باز دوباره پرده و پشتش دست

باز از ترس سخن در پوشش

باز انبار جو و سوراخ موشش

آخ که گفتم موش و داغم تازه شد

گربه و دیزی و اون در بازه شد

گربه بی معرفت مهلت نداد حتی سه سوت

رفت و انداخ دیزی و خونه نشسته در سکوت

یکی پیشتشم نکرد تا تهش و خوردش میو

یکی اسلحه نداشت ترور کنه کیو کیو

گربه خورد و سیر شد و رفتش کنار

رفت و کرد چاله به زیر سرونار

خوب دیگه بو میده اینجاش نمی گم خودت بگیر

به ما کودشم نداد دادش به اون خاک اسیر

داد به سید حسن و لادن و طالب و امیر

واسه لعنت به کمان و آرش و مرد فقیر

 

کلاغ. . .

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:35 توسط کلاغ |


گله از قیمت سبزی و برنج و نون است

قیمتا رفته بالا. لیلی واسه مجنون است

مجنون از صبح که پاشد زدش بیرون از خونه

تا بیاد خونه یا میمیره. یادست کم میشه دیونه

سلام اصغرآقا بقال به اون. بی خودی نیست

آقاجون .مجنون جان. حسابتون رسید به بیست

سوار تاکسی میشه .کرایه ها وای چدر گرون شده

مثل رفتن به فضا. تو مایه های خون شده

به در خونه ی لیلا نمیره .چون به موهاش ژل نزده

یه سره می ره اداره. چونکه دیر بره بده

سلام آقای. رئیس حال شما؟خوب هستید؟

ببینم مجنون جان. لیلی کجاس؟هنوز شماها مستید؟

والا آقای رئیس .باباش رضایت نمیده

میگه دختر به من و به بی کفایت نمیده

 میگه ماشین نداری.خونه که حالا پیشکشت

می گه تو ریش می زنی زیاده خرج ژیلتت

می گه این دختر نمونس آخه سردیت می کنه

اما اون دوسم داره خدا هم این و می دونه

آقای رئیس تا اینجا. جلو خنده اش رو گرفت

رو به مجنون کردو گفت:بد نمیگه گرفته سفت

خوب حالا. برو بکارت برس .برام چایی بیار

برای ناهار سالاد درس کن .گوجه و خیار

اتاقم جارو می خواد. یادت نره .بری خونه

سوزنا ریخته رو میز. جمش بکن دون دونه

میزا خیلی کثیفن یادت نره دستمالشون

حقوقارو هم میدیم واسه گرفتنش بمون

مجنون بیچاره از خوشحالی دستشویش گرفت

سر دستشویی به  فکرایی زیادی فرو رفت

به خودش گفت که حالا با این پولا چی کار کنم

بهتره سرمایمو یه جا تو بانک سوار کنم

اما سودش پائینه برم تو کارو کاسبی

اما ریسکش زیاده برم تو کار طالبی

طالبی می گنده کار من نیست .چی دیگه ؟

می گم اصلا بذاز هرچیزی که  جناب رئیس بگه

وقت تقسیم پولا مجنون از جناب پرسید

من با این پولا باید چی کار کنم ؟شما بگید

آقای رئیس که فهمید قصد مجنون چی چیه؟

خیلی جدی گفت که این پوله فقط تو جیبیه

دل مجنون شکست غم توی چشاش نشست

چشاش و یه لحظه بست زد تو ی سرش با دست

گفت آخه چی کار کنم کرایه خونه ندارم

آخه من چی کار کنم از غصه شب ها بیدارم

با هزار امید و آرزو اومدم سر کار

آخه. لیلا رو بگو بیچاره هست تو انتظار

بیچاره نشسته تا مجنون و پول دار ببینه

اما من تمام زندگیم فقط سادگیمه

باشه اشکال نداره. خدای مجنون کریمه

خدا جون یه کاری کن اشکم و لیلا نبینه

قصه مجنون جان تا همیشه قصه میشه

یه روزی پول نداره یه روز تو جیباش کشمشه

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:56 توسط کلاغ |


چند روزی می شود که دیگر قار قار کردن بی فایده شده

یعنی کسی به قار قارت کوش نمی کنه

حتی کسی که خودش آخر قارقارکه. اصلا نمی خوام شعاری حرف بزنما اما همه دنبای

 این هستن که یه جوری بزنن تو پر کلاغی زاد(آدمی زاد)

امروز یه اتفاق جالب تو لونه من افتاد.یه جعبه توی حیاط بود که یه گربه بیشتر موقع ها

 اون تو می خوابید از بیرون که اومد دیدم گربه نشسته بالا سر اون.یکی که آدما بهش

 می گن مادر گفت:

این انجا بچه گذاشته اومده یکی شو برده می خواد دومی و ببره اما نمی تونه

گربه رو از اونجا دور کردم و بچه هارو از جعبه در آوردم تا گاشتمشون روی زمین گربه

سریع اومد و یکی و گرفت به دوندوناشو برد.واقعا آخر صحنه بود انتهای مادر بودن.

گربه از جون خودش گذشته بود تا بچه خودش رو نجات بده.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:37 توسط کلاغ |


کفر من در حلقه عشاق نیست

کفر من در خانقاه و مسجد است

بر در میخانه شلاقم زدند

 عابدان و زاهدان پست و مست

کافرم اما چگونه کافری؟

مستم اما .مستی از میخانه است؟

من  به میخانه روم اما نه شب

من منم این که نشسته بسته دست

دست من بسته تو آزادم بکنم

اختیارم هرچه دارم با تو است

 

کلاغ. . .

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:23 توسط کلاغ |